امشب از همه زمین دل بریدم....

امشب از همه زمین دل بریدم....
باران که نه من,
الکی دلم را به چند قطره خوش میکنم و از خانه میزنم بیرون...
بر لب این حرفت را تکرار میکنم, که تو چیزی میدانی که ما نمیدانیم....
دنیا ی عجیبی ایست , مردم خوبیت را میبینند و به بدیت راضیند....
آدم های خود خواهی که برای دل خودشان حاضرند زندگی تو را نابود کنند....
حرفهایت این روزها تنها پناه من است , بلند داد میزنم ممنون که به من آبرو دادی,
ولی من اینقدر هم آدم خوبی نیستم که مردم فکر میکنند....
آرام میگویم : من اصلن آدم خوبی نیستم ....
تو که بهتر میدانی اشکی ندارم میان این همه تهاجم, میان این همه نگاه های بد راه میروم
و فکر میکنم کاش آدم های این روزگار بگذارند, اطرافیانشان درست و راحت زندگی کنند و باعث آزار هم نشوند....
چقدر دلگیرم و چقدر صبور, "همیشه نخواسته ام بگویم همیشه گفته اند" ....
دوباره راه میروم....
تو شب های بلند زمستان را برای خواب بنده ات نیافریدی, شب های بلند زمستانت فقط برای راه رفتن است....
زیر نم باران , که همین برای دل گرفته من کافیست....
فقط راه میروم و به تو فقط به تو فکر میکنم, خودت که بهتر میدانی هیچکس در این دل جز تو خانه نکرده نمی دانم شاید دل من کوچک است....
شاید هم............
فقط راه میروم تا خسته شوم خودت که بهتر میدانی این پاها وقتی برای تو راه میروند خستگی ندارند....
امشب تا صبح فقط به عشق تو راه میروم و به تو فکر میکنم بدون فک کردن به آدمای اطراف بگذار بگویند:
دیوانه شده....
دیوانگی برای تو لذتی دارد که تنها خودت میدانی و خودم فقط راه میروم....فقط......
دیدگاه ها (۱۶)

ستاره ی من نگاه کن : ببین که کسی دغدغه های بزرگ قلب شکسته ی...

"به نام آنكه هست كرد اساس هستي را و استوار ساخت پايه هاي امي...

هميشه اين گونه بوده است. كسي كه از بودنش هنوز سير نشده اي ز...

عميق ترين درد زندگي مردن نيست, بلکه ناتمام ماندن قشنگترين د...

شاید من :

دم دمای صبحی بود ، خورشید نور ضعیفی داشت و هنوز آثار کمی از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط