P

P6🦋







&{تو بغلش به خواب میره}
-{پیشونیشو میبوسه} خیلی خوشگلی دختر کوچولوم
&{تو بغلش تکونی میخوره و دستشو دور گردنش حلقه میکنه}
-{دستشو دور کمرش حلقه میکنه}







17:00//






جیهوپ«با سوز سرمای که تو بدنم پیچیده بود بیدار شدم هوای اتاق یخ یخ بود بلند شدم سریع پنجره رو بستم و برگشتم پیش نارا بدنش یخ زده بود پتو رو بیشتر کشیدم روش و محکم بغلش کردم تا گرمش بشه رو بدنش بوسه های ریزی میذاشتم که دیدم بیدار شد






-بیدار شدی دخترم
&بابا
-بله
&ساعت چنده
-پنج
&اوه اوه زیاد خوابیدم
-نه قشنگم اصلانم زیاد نیست
&بابا پنجره رو شما بستین؟
-اره هوای اتاق خیلی سرد شده بود
& آهان باشه
-خستگیت در رفت دخترم؟
&اوم
-میخوای بلند شی؟
&اره دلم گرفت تو رخت خواب
-باشه{اروم بهش کمک کرد تا بلند بشه}
&ممنونم{آروم بلند میشه و به جیهوپ تکیه میده}
-خوبی؟
&اره
-{دستشو دور کمرش حلقه میکنه و بهش کمک میکنه بره پایین}
&ممنون بقیش رو خودم میتونم بیام{ازش جدا میشه}
-خواهش میکنم....سرت هنوزم گیج می‌ره ؟
&نه دیگه
-باشه پس نیازی نیست پیشت بمونم ؟
&نه دیگه شما برین کمپانی
-باشه پس من دیگه رفتم
& به سلامت
-نارا
&بله
-لطفا مراقب خودت باش
&چشم
-میخوای تایم قرصات بهت زنگ بزنم؟
&نه نیازی نیست یادم میمونه
-باشه پس خداحافظ
& خداحافظ







ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱۱)

P7🦋00:00//نارا«ساعت از دوازده شبم رد شده بود اما بابام هنوز ...

P5🦋-اره واقعا&بابا-بله&نمیخواین بشینین؟-عا چرا چرا {نشست پیش...

P4🦋جیهوپ«وای دیگه دارم از نگرانی دیوونه میشم نمیخوام نارا رو...

P3۱🍯صبح//لارا«با صدای تَق و توقی از خواب بیدار شدم یکمی طول ...

P27🍯&اوم خیلی خوشمزه شده-نوش جونت&بابا شما نمیخورین-نه دخترم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط