آخر نوشت....

آخر نوشت....

پاییز ها میآیند
ارغوان خفته را روی شانه اش
به لالایی اندیشه دعوت کند

او
برای بستن چشمانمان

کمی سرما به روی شهر می پاشد و بس

.....هبوط.....
دیدگاه ها (۸)

هبوط....آتشی شب در نیستانی فتادسوخت چون عشقی که در جانی فتاد...

هبوط....دست قضا بود وگرنهسیبگندمیا هر تصمیمی که آدمی گرفته ب...

هبوط.....دلم می‌خواست در طول زندگی‌ام، در برابر کم‌ترین زخمه...

پیداشدگان

Love between fire and shadows ...

برای همیشه..

✨ Part ²² : تقاصِ ابریشمی ✨ دو سال قبل، هیچ‌کس فکرش را نمی‌ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط