از سحرگاهِ تولد

از سحرگاهِ تولد
تا افطارِ مرگ !!!

من روزه‌دارِ توام ...

تشنه‌یِ دیدارت
گرسنه‌یِ لبانت ...
دیدگاه ها (۵)

تو میرفتی ومن نگاه میکردم...هرگز این همه مرگیک جا ندیده بودم...

کلماتهمیشه این قدرت راندارندکهآدم های خیلے خوشحال یاخیلی غمن...

بهتر است کسـے را بخواهـے و نداشته باشـےتا اینکه او را داشته ...

‏وقتی آمد آمد...وقتی بود بود...وقتی رفت بود.

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط