WISH MEET YOU

WISH MEET YOU
PART 8







عاقد.( یقشو آزاد کرد) دنبالش بگردین؟.. خوب بگردین من بیکاز نیستم اینجا واستم که عروس فراری شما پیداش بشه.... وقتی پیداش کردین زنگ بزنین بهریه عاقد دیگه نه من ( اینو گفت و رفت
هانا. همینو میخاستی.. ؟.. میگم کنترل کن ون اعصاب بی صاحبت رو ( ارون طوری که یوجانگ بشنوه
یوجانگ. دستش رو به معنی ولم کن بابا تکون داد
خواهر داماد. درست شنیدم؟ عروسمون فرار کرده هانا خانم؟
هانا. نه.. نه....
داماد. پس چی؟ اگه فرار نکرده پس الان کجاس؟ چرا هعی دست دست میکنیم هاا؟ ( بلند
یوجانگ هعییی صداتو بیاز پایین ببینم..... فرار کرده الان میگی چیکار کنیم ها؟ خودمون ورو دار بزنیم؟
داماد. نمیدونستم انقد بی عرضه این که حتی نمیتونین از یه دختر ساده مراقبت کنین که روز عروسیش فرار نکنه ( با لحنه تیکه دار
یوجانگ. هعبی حرف دهنتو بفهمااا
داماد. درست صحبت کن ببینم خر کی باشی به من بگی چیکار کنم چیکار نکنم به جای زر زر کردن اینجا پاشو برو خواهر هرزتو پیدا کن پول منم همین الآن تمام و کمال پس میدی
یوجانگ. پولتو میخای اره؟
داماد. اره پولمو میخام همین حالا هم میخام بدون اینکه یک ورقش کم باشه
یوجانگ خیل خوب پس بگیر توش جانت ( محکم با مشت زد تو دهن داماد که از گوشه لبش پاره شد و خون ومد
خواهر داماد. هیننن چیکار میکنین شما ها معلومههه؟ خودتون پیشنهاد میدین خودتوتم پا پس میکشین؟ تو خجالت نمیکشی با این قد دیلاقت دست رو بزرگتر از خودت دراز میکنی؟
هانا. واییی خیلی ببخشید.... من عذر میخام بیاین داخل بشینین لطفا من قول میدم تا چند دقیقه دیگه این دختر رو براتون پیدا کنم و بیارم
خواهر داماد. چه دختری؟ چه اشی؟ چه کشکی خانم؟ تو اول به پسرت اذب یاد بده با بزرگ ترش چطور رفتار کنه.. قول هاتون دیدیم سه ساعت هعی چند دقیقه چند دقیقه میکنین.. دخترتون مال خودتون پول ما رو هم پس میدین
هانا. خ.. خوب... سما.. حالا بیاین داخل بشینین..( یوجانگ پرید وسط حرفش
یوجانگ اولن مامان تو انقد اسرار نکن دومن توام خط و نشون نکش واسه من پولتونم عین کاه پرت میکنم جلتون سوما این پیری که سهله لازم باشه همتونم میزنم حالا هم گمشین بیروننن ( بلند
خواهر داماد. ههه شعور و نزاکتت و بنازم تو اینی ون دختره هرزه چیه ( تیکه دار
یوجانگ. همینی که هست بیروننن سریعع ( دستش رو به سمت در گرفت) شما هم بفرمایین خوس ومدینن ( اشاره به مهمون های دیگه
ویو ا/ت صدای دعوا میومد از داخل ببین چطور دارن دعوا میکنن که صداشون تا سر کوچه میاد مخصوصاً ون پسره عنتر که ادای ابرو و غیرت هم میکنه......
کم کم صدای پاها ومد و مشخص بود هر کسی داره سوار ماشینش میشه و میره و فقط من باید منتظر بمونم تا اب ها از آسیاب بی افته و در برم.. تو همین فکر بودم که یهو دوتا مرد سوار شدن و استارت وانتی که سوارش بودم خورد و ماشین حرکت کرد واییی نهه اگه این ماشین دوستای یوجانگ باشه چی بدبخت میشم که وای خدایا چیکار کنم..... خداکنه از فامیلای داماد و دوستای یوجانگ نباشن که اگه باشن فاتحم خوندس و قطعا هانا و یوجانگ سرمو گوشت تا گوشت میبرن......






ادامه دارد.......
دیدگاه ها (۱۲)

WISH MEET YOUPART 9راننده وانت. چه عروسی بود (خنده تمسخرمساف...

WISH MEET YOUPART 10ویو ا/ت. چاره ای ندارم مجبورم قبول کنم ب...

WISH MEET YOUPART 7ادمین. یوجانگ و دوستاش تمام عمارت رو زیر ...

WISH MEET YOUPART 6ویو ا/ت. با زحمت از بین ون همه جمعیت ومدم...

فیک : عشق پنهان من

ترس شیرین pt 14-پس میخوای کثیف بازی دربیاری فرانک؟باشه5....

لباس هانا اسلاید بعد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط