هیچ وقت نمی تونی بفهمی ...

هیچ وقت نمی تونی بفهمی ...

پشت خنده های کسی ...

چقدر بغض جمع شده ...

پشت بیخیال گفتنش ...

چقدر حرف نگفته ...

پشت بی تفاوتیاش چقدر دلتنگی ...

پشت آرایش غلیظ یه زن ...

چقدر عشق ، دلشوره ، اشک ، شک ...

تو هیچوقت نمی تونی بفهمی ...

پشت دستای گره خورده یه زن و مرد ...

چقدر فاصله خوابیده ...

پشت سر شلوغیای یکی چقدر تنهایی ...

پشت قیافه ی منطقی به آدم چقدر جنون ...

تو خیلی وقتا ...

خیلی جاها ...

توو خیلی شرایط نبودی ...

اما راجبش گفتی ...

قضاوت کردی ...

رای دادی ...

محکوم کردی ...

تو خدا نبودی ، اما خدایی کردی...
دیدگاه ها (۱۷)

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

وقتی جونگ‌کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

𝐑𝐮𝐝𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐮𝐭𝐞²یک ماه از شب دعوات با آلبوس گذشته بود.گاهی سعی...

From my girl :گربهٔ مشکیِ کوچولو :- امیدوارم این یک سال کنار...

پیمان نقره ای

عشقی حقیقی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط