رمان عاشقان ستاره

رمان عاشقان ستاره
پارت ۲ (درخواستی بوده)


لیسا: سلام خانم
معلم: سلام یکم دیر کردی برو بشین اینم برگه امتحانت
لیسا: آآآآ ممنون
معلم: خواهش
کوک: سلام ببخشید دیر کرد
معلم: اشکال نداره
لیسا(توی دلش): عه این پسره چه خوب کلاس هامون یکیه
~نشستن کنار لیسا
( علامت لیسا♡علامت کوک☆)
♡هی اینجا چیکار میکنی؟
☆من دیروز اومدم اینجا مگه چشه؟
♡هیچی راحت باش
ــــــــ
دیییییییییینگ(زنگ مدرسه)
معلم: خب اینم از امتحان برید خونه و دوباره درس بخونین چون پس فردا هم امتحان دارید
(اومدن بیرون مدرسه)
♡هی کوک وایسااااااااا
☆بله
♡آه صبر کن بیا این دونات رو بگیر
☆ها؟
♡این دونات رو بگیر خواهر کوچیک ترم درستش کرده
☆اها ممنون
☆لیسا
♡هوم
☆بیا باهم بخوریمش
♡اینجا؟
☆نه خونمون بیا
♡آم باشه ولی باید زود برم خونه
☆باشه تو فقط بیا
♡باشه
ـــــــــــــ
☆دست پخت خواهرت خوشمزه است
♡اره خب
☆تو هم آشپزی کردی؟
♡اره خیلی
☆پس برام یه دونات به شکل گربه درست کن
♡چی؟
☆گفتم یه دونات به شکل گربه درست کن
♡اما.........
☆اما نداره باید درست کنی
♡آه باشه فردا برات میارم دمه در خونتون
☆باشه
♡آه گوشیمه، سلام مامان، آم باشه
☆چرا قیافت این شکلی؟ چیشده؟
♡مامانم خواست برگردم خونه تا بهم یاد بده کیمچی درست کنم تا به عنوان شام بخوریم
☆آم باشه فردا توی مدرسه میبینمت
♡منم همینطور خداحافظ
☆خداحافظ
ــــــ
پایان، اینم از پارت دوم اگه خوشت اومد لایک رو به ۱۰ برسون بای بای
دیدگاه ها (۷)

فکر کنم باید بیشتر رمان فیک بزارم چون زود لایک میخوره

عرررر چقدر زود یه چند دقیقه دیگه ادامه رمان رو مینویسم

تازه از مدرسه برگشتمشونه و پاهام درد میکنهههههه

پارت ۶ویو کوک (سوار ماشین)الان یه هفته شده جوابمو نمیده ینی ...

فیکشن تهکوک

مثلث عشق ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط