تو منو دوست داری؟

تو منو دوست داری؟

پارت ۱۳


ویو رزی

امروز توی اردو دوباره انو زدیم خیلی حال میداد واقعا حال کردم اون دختره🤬🤬🤬🤬

ویو بکی

انیا اکثر اوقات دستاش کبود صورتش زخمیه و میگه ‌زمین خورده ولی میدونم که زمین نخورده میام برم به دامیان بگم


ویو دامیان

دیدم بکی از چادر اومد بیرونو اومد کنار و

بکی: انیا خیلی زخمی شده و هیچی نمیگه فکر کنم کار رزی باشه

ویو دامیار

دیدم پشت درخت صدا میاد دیدم دارن مامانی رو کتک میزنن سریع رفتم به بابایی گفتم

دامیار: باباییییی مامانی در خطره

انیسا که متوجه سوتی دامیار شد میخواست جرش بده و از یک طرفه دیگه نگران مادرش بود

ویو دامیان

دامیار راهو نشان دادو رسیدم دیدم رزی با نوچه هاش تا سر حد مرگ انیارو میزنن اونم دوباره دیگه تحمل نداشتم و ۱۰۰۰۰۰۰۰ مشت زدم توی صورت رزی و نوچه هاش

ویو انیا

حالم خوب نبود هم از درد گریم گرفته و هم از خشم دامیان و دیگه نمیدونم چیی شد

ویو دامیان

رفتیم همه چیی گفتیم به مدیر و مدیرم رزی رو اخراج کرد😃😃😃
از اون طرف انیا حالش بد بود و باید استراحت میکرد


ویو بکی

بکی: دامیان شب شده تو داخل اتاق انیا بخواب ما هم دوتا اتاق اون ورتر😈😈

دامیان: باشه مشکلی ندارم😑😑

ویو دامیان

از اونجایی که تخت جفت دونفره بود 🍅🍅🍅 شدم

ولی خوابیدم بعد ۱ ساعت بیدار شدم و دیدم انیا بغلم کرده 🍅🍅🍅🍅🍅🍅 شدم ولی خیلی بانمک خوابه 😊😊💖
اخه چرا میزننش این کوچولو رو


ویو انیا

بیدار شدم و دیدم دامیان بغلم کرده🍅🍅🍅🍅🍅🌶🌶 شدم ومن باید استراحت میکردم ولی رفتم خودم صبحونه درست کردم .......


اینم از پارت ۱۳ تو خماریییی بمونید

اصکی❌
گزارش✅
دیدگاه ها (۴)

بچه ها خواهش میکنم پس فردا پارت میدم اونم۳ تا خواهش🙏🙏

تو منو دوست داری ؟پارت ۱۴ویو دامیان دیدم انیا بیدار شده و دا...

۳۰ تایی شدنمون مبارک💖

تو منو دوست داری؟پارت ۱۲ویو رزییکاری با انیا میکنم که تو روی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط