باران شدم..باریدم..روی نفس هایش..
باران شدم..باریدم..روی نفس هایش..
پر بود..سکوت میکرد..چه صبری داشت دم نمیزد..باریدم باریدم...
و او سنگ صبوری بود و شد و هست محکم...
بعد فهمیدم من کجا..دل او کجا..من مو میدیدم و او پیچش...
تمام هستی ام..
صبور من..
کوه غرور من..
پر بود..سکوت میکرد..چه صبری داشت دم نمیزد..باریدم باریدم...
و او سنگ صبوری بود و شد و هست محکم...
بعد فهمیدم من کجا..دل او کجا..من مو میدیدم و او پیچش...
تمام هستی ام..
صبور من..
کوه غرور من..
- ۳۹۶
- ۲۵ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط