.

.
به دریا می‌زنم! شاید به سوی ساحلی دیگر
مگر آسان نماید مشکلم را مشکلی دیگر .
من از روزی که دل بستم به چشمان تو می‌دیدم
که چشمان تو می‌افتند دنبال دلی دیگر .
به هر کس دل ببندم بعد از این خود نیز می‌دانم
به جز اندوه دل کندن ندارد حاصلی دیگر .
من از آغاز در خاکم نَمی از عشق می‌بینم
مرا می‌ساختند ای کاش، از آب و گِلی دیگر .
طوافم لحظه دیدار چشمان تو باطل شد
من اما همچنان در فکر دور باطلی دیگر .
به دنبال کسی جا مانده از پرواز می‌گردم
مگر بیدار سازد غافلی را، غافلی دیگر
فاضل_نظری
دیدگاه ها (۹)

همینجور که ساده نگاه کنی یا اخمالوحتا در خوابگوشه های لبهات ...

از منتنها تو مانده ایپر باز می کنمبالم بر آسمان غروب می ساید...

سلام به همه دوستای خوبم مرسی از تک تک کامنت هاتونهمیشه لطف ...

با غم تنهایی شبهای تهران ساختماز سر بیچارگی با رنج دوران ساخ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❺_بخش دوم_سوروس_از پله های کلاس پیشگویی پایین می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط