درخواستی
#درخواستی
#چندپارتی
وقتی رئیسته........
The last part
(پرش زمانی)
ویو ا/ت
وقتی چشمامو باز کردم دیدم یه جای ناآشنام و با یادآوری اتفاق های دیشب به خودم لعنتی فرستادم و نگاهی به ساعت کردم که دیدم شش و نیمه با تمام دردی که داشتم سریع لباسامو پوشیدم و یه تاکسی گرفتم و راهی شرکت شدم توی دوربین گوشیم موهامو مرتب کردم و خوشبختانه از اون ادمایی نبودم که نیاز به میکاپ داشته باشن یکم بوی الکل میدادم و بخاطر همین یکم به خودم ادکلن اسپری کردم
(پرش زمانی)
{ببخشید ادمینتون یکم گشاده و حوصله نوشتن نداره امیدوارم درک کنید🤝🏻}
من منصب منشی رئیس رو گرفته بودم اما چیزی که عجیبه هنوز رئیس رو ندیدم و طبق گفته کسی که راهنماییم کرده رئیس امروز دیر تر میاد و تا اون موقع باید اتاق کارشو مرتب کنم
(اینجا ا/ت همینطور که میز رئیسشو مرتب میکرد غر هم میزد اما غافل از اینکه کسی جز خودش توی اتاقه)
×هه واقعا باورم نمیشه که من باید میز این پفیوز رو جمع کنم اما مگه خودش دست و پا چلفتی چیزیه؟ اصن مگه من نوکرشم؟
_من نه پفیوزم و نه دست و پا چلفتی اما فکر کنم تو یکم بعنوان یه تازه کار زبون دراز و غر غرویی
×(روشو برگردوند طرف هیون)ت....تو
_اوه مثل اینکه از دوباره همو دیدیم کوچولو
×هی توعه عوضی چطور تونستی به من دست درازی کنی...(رفت سمت هیون و مشتی زد به سینش که هیون مچ دستشو گرفت)
_اولاً من بهت دست درازی نکردم و به میل خودت بود و دوماً صداتو بیار پایین اینجا جایی نیست که بخوایی با صدای بلند درباره ی این چیزا حرف بزنی
×نخیرم دستامو ول کن من هیچوقت بهت همچین اجازه ای ندادم
_ کی بود میگفت هی آقا خوشتیپه ازم خوشت اومده؟،میتونم باهات قرار بزارم(به حالت مسخره ای ادای ا/ت رو دراورد)
×من گفتم قرار میزارم نه اینکه زیر خوابت بشم
_حالا اتفاقیه که افتاده
×شاید برای تو عادی باشه اما من.......دخترونگیمو از دست دادم متوجه ای؟
_دخترونگیتو از دست دادی و منو بدست اوردی...بعضی وقتا بابت چیزایی که از دست میدی خدا بهت چیزای بهتری میده کوچولو
×الان تو حاضری با دختری که از سر مستی زیر خوابت شده و ممکنه زیر خواب یکی دیگه هم بشه قرار بزاری؟
_وقتی مال من بشی یکی از اموالم حساب میشی و اونی که بهت دست بزنه رو میکشم پس نگران نیستم
×درسته که زدن این حرفا آسونه اما عمل کردن بهشون سخته
_(لباشو برد نزدیک گوش ا/ت) تو مال منی و هیچوقت قرار نیست از دستت بدم و همینطور بزودی بجای لقب منشی آقای هوانگ لقب همسر آقای هوانگ رو صاحب میشی(بوسه ای رو گوشش زد و ازش فاصله گرفت)
end
#چندپارتی
وقتی رئیسته........
The last part
(پرش زمانی)
ویو ا/ت
وقتی چشمامو باز کردم دیدم یه جای ناآشنام و با یادآوری اتفاق های دیشب به خودم لعنتی فرستادم و نگاهی به ساعت کردم که دیدم شش و نیمه با تمام دردی که داشتم سریع لباسامو پوشیدم و یه تاکسی گرفتم و راهی شرکت شدم توی دوربین گوشیم موهامو مرتب کردم و خوشبختانه از اون ادمایی نبودم که نیاز به میکاپ داشته باشن یکم بوی الکل میدادم و بخاطر همین یکم به خودم ادکلن اسپری کردم
(پرش زمانی)
{ببخشید ادمینتون یکم گشاده و حوصله نوشتن نداره امیدوارم درک کنید🤝🏻}
من منصب منشی رئیس رو گرفته بودم اما چیزی که عجیبه هنوز رئیس رو ندیدم و طبق گفته کسی که راهنماییم کرده رئیس امروز دیر تر میاد و تا اون موقع باید اتاق کارشو مرتب کنم
(اینجا ا/ت همینطور که میز رئیسشو مرتب میکرد غر هم میزد اما غافل از اینکه کسی جز خودش توی اتاقه)
×هه واقعا باورم نمیشه که من باید میز این پفیوز رو جمع کنم اما مگه خودش دست و پا چلفتی چیزیه؟ اصن مگه من نوکرشم؟
_من نه پفیوزم و نه دست و پا چلفتی اما فکر کنم تو یکم بعنوان یه تازه کار زبون دراز و غر غرویی
×(روشو برگردوند طرف هیون)ت....تو
_اوه مثل اینکه از دوباره همو دیدیم کوچولو
×هی توعه عوضی چطور تونستی به من دست درازی کنی...(رفت سمت هیون و مشتی زد به سینش که هیون مچ دستشو گرفت)
_اولاً من بهت دست درازی نکردم و به میل خودت بود و دوماً صداتو بیار پایین اینجا جایی نیست که بخوایی با صدای بلند درباره ی این چیزا حرف بزنی
×نخیرم دستامو ول کن من هیچوقت بهت همچین اجازه ای ندادم
_ کی بود میگفت هی آقا خوشتیپه ازم خوشت اومده؟،میتونم باهات قرار بزارم(به حالت مسخره ای ادای ا/ت رو دراورد)
×من گفتم قرار میزارم نه اینکه زیر خوابت بشم
_حالا اتفاقیه که افتاده
×شاید برای تو عادی باشه اما من.......دخترونگیمو از دست دادم متوجه ای؟
_دخترونگیتو از دست دادی و منو بدست اوردی...بعضی وقتا بابت چیزایی که از دست میدی خدا بهت چیزای بهتری میده کوچولو
×الان تو حاضری با دختری که از سر مستی زیر خوابت شده و ممکنه زیر خواب یکی دیگه هم بشه قرار بزاری؟
_وقتی مال من بشی یکی از اموالم حساب میشی و اونی که بهت دست بزنه رو میکشم پس نگران نیستم
×درسته که زدن این حرفا آسونه اما عمل کردن بهشون سخته
_(لباشو برد نزدیک گوش ا/ت) تو مال منی و هیچوقت قرار نیست از دستت بدم و همینطور بزودی بجای لقب منشی آقای هوانگ لقب همسر آقای هوانگ رو صاحب میشی(بوسه ای رو گوشش زد و ازش فاصله گرفت)
end
- ۲۰.۸k
- ۰۲ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط