سناریو: وقتی ات سر بچه داد میزنه
سناریو: وقتی ات سر بچه داد میزنه
نامجون:
آروم دست ات رو میگیره و میگه:
آروم باش... اون فقط یه بچهست. بیا اول آرومش کنیم، بعد دربارهش حرف میزنیم.
جین:
بچه رو بغل میکنه تا گریهش بند بیاد، بعد رو به ات میگه:
میدونم عصبی شدی، ولی اون از دادت ترسید.
شوگا:
بدون اینکه چیزی بگه، بچه رو از اون فضا دور میکنه. بعد آروم به ات نگاه میکنه و میگه:
وقتی آروم شدی، باهاش حرف بزن.
هوسوک:
سریع کنار بچه میشینه و سعی میکنه بخندونتش. بعد رو به ات میگه:
بچهها با داد زدن چیزی یاد نمیگیرن.
جیمین:
با نگرانی به ات نگاه میکنه و میگه:
میدونم قصد بدی نداشتی، ولی نگاه کن چقدر ترسیده.
تهیونگ:
اخماش میره تو هم و میگه:
لازم نبود اینقدر بلند داد بزنی.
بعد کنار بچه میشینه و آرومش میکنه.
جونگکوک:
بچه رو بغل میکنه و میگه:
هی کوچولو... چیزی نشده.
بعد رو به ات میکنه و میگه:
دفعه بعد اگه عصبانی شدی، اول چند ثانیه صبر کن، بعد حرف بزن.
نامجون:
آروم دست ات رو میگیره و میگه:
آروم باش... اون فقط یه بچهست. بیا اول آرومش کنیم، بعد دربارهش حرف میزنیم.
جین:
بچه رو بغل میکنه تا گریهش بند بیاد، بعد رو به ات میگه:
میدونم عصبی شدی، ولی اون از دادت ترسید.
شوگا:
بدون اینکه چیزی بگه، بچه رو از اون فضا دور میکنه. بعد آروم به ات نگاه میکنه و میگه:
وقتی آروم شدی، باهاش حرف بزن.
هوسوک:
سریع کنار بچه میشینه و سعی میکنه بخندونتش. بعد رو به ات میگه:
بچهها با داد زدن چیزی یاد نمیگیرن.
جیمین:
با نگرانی به ات نگاه میکنه و میگه:
میدونم قصد بدی نداشتی، ولی نگاه کن چقدر ترسیده.
تهیونگ:
اخماش میره تو هم و میگه:
لازم نبود اینقدر بلند داد بزنی.
بعد کنار بچه میشینه و آرومش میکنه.
جونگکوک:
بچه رو بغل میکنه و میگه:
هی کوچولو... چیزی نشده.
بعد رو به ات میکنه و میگه:
دفعه بعد اگه عصبانی شدی، اول چند ثانیه صبر کن، بعد حرف بزن.
- ۱۸۴
- ۰۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط