¶رسیدم که دیدم گروه مقابل خیلی وقته که پرچمارو تحویل داده

¶رسیدم که دیدم گروه مقابل خیلی وقته که پرچمارو تحویل داده


لونا:اوه اوه


سوجی:نه بابا اونوقت چجوری


¶میدونم چه جوری این کارو کرده

خوناشام عوضی«تو دلش🗿😐»


استاد :خب خب بازی ما به اینجا ختم نمیشه


جرعت حقیقت هم بازی میکنیمممممممممممم«دانلود یکی از این معلمان🗿🤧🤧🤧»



بچه ها:هورااااا


همه دور هم جمع شدیم بک بطری رو چرخوند


عه معلمم که بالا سرمونه چیکارش کنیم


سودان:استاد شما نمی‌خواهید برید استراحت کنید😅😅😅😬😬😬


استاد:نه ممنونم راحتم


¶«تو دلش» ما راحت نیستیم

حالا من چجوری حال کوک رو بگیرم


آها 🤭گرفتم


بعد از چند دور افتاد رو من و کوک



$خب ....... ج ح


¶ح


$بزرگتین چیز خوردنیی که نتونستی بخوری چی بوده😈

((منحرفان عزیز..... اره همون ...... مودب باشید 🗿))



¶خب موزززززززز 🍌🙄


یونا: مطمئن نیستم 😬


¶«یدونه ویژه میزنه تو دهنش »


یونا :.......


استاد؛🤨🤨🤨🤨🤨


ویو راوی


آت بطری رو میچرخونه


افتاد رو سوجی


¶خب خب ج ح


سوجی:ج


¶برو بزن تو دهن کوک


سوجی:چرا مشکلات شخصیتون رو به من میسپاریدددددددد



¶داش بازیه


سوجی :اوکی



حلالم کن کوک


$«پوزخند »


ویو سوجی




اومدم بزنم که دیدم انگار یه چیزی مانع میشه

دوباره تلاش کردم که دیدم نمیتونم


سوجی :آت نمیشه



¶وا


############



خب خب


همون طور که جردریانی آزمون داریمممممممم خیخی


مایل به حمایت؟
دیدگاه ها (۳۶)

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت 25 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا مدرسه : ات وقتی هیون رو د...

Iove and the moonPart26کوک: خب خانم یونا خب ول خرجی کردی یون...

شب تولدم فصل 3پارت 6راه افتادیم به سمت بار وقتی وارد شدیم چن...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت 2ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

dark love

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط