بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم

بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم
من سکوتی بی هدف بودم ولی غوغا شدم

دست تقدیر غزل با دل هم آوایی نمود
تا که از شیرینی لب بوسه ات معنا شدم

من پر از شعرم که شورت در درون انداختی
با نگاه مست تو همسو و هم آوا شدم

سر بر آن بالین مهرت می گذارم ؛ خوب من!
تا ببینی من چگونه؟ مست و بی پروا شدم

در پریدن های عشق از بلبل شیدا بپرس
تا بگوید از چه رویی؟ با تو من تنها شدم

من که خود در بام تو مست و غزلخوانم هنوز
در پس شعر و غزل، آواره ی رویا شدم
دیدگاه ها (۳)

این شراب یاد تو بد مست مستم میکند ...

عشق را دنیا به نام ما نوشت عاشقم من، عاشق این سرنوشت در کنار...

سهم من از تو فقط حسرت و ویران شدن استپرسه و گیج زدن توی خیاب...

در دل تنهای باران،من صدایت می کنمبر عبور دیدگانت،جان فدایت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط