گلنداما,بسویم دسته ای گل _
گلنداما,بسویم دسته ای گل _
فرستادی مراپروانه کردی
مراکاشانه چون غمخانه ای بود
تواین ,,غمخانه,, را,,گلخانه,, کردی
ز دست قاصدت گل را گرفتم
بهر گلبرگ آن صد بوسه دادم
پس ازآن، بادلی آ کنده از شوق_
بآرامی بگلدانی نهادم.
شبانگه گرد گل پروانه گشتم
بیاد تو به گل بس راز گفتم
حکایت ها که با تو گفته بودم_
بجای تو به گلها باز گفتم
میان دسته ی گل،,,زنبقت,,را
ز اشک چشم گریان آب دادم
,,بنفشه,,را بیاد گیسوانت
بانگشتم گرفتم تاب دادم
,,گل ناز,,تو را بوسیدم از شوق
ولی آن گل کجا ناز ترا داشت؟
نشانی داشت از بوی تو،اما_
کجا چشم فسونساز ترا داشت؟
بروی برگ زیبای,,گل سرخ,,
نهادم با دلی غمگین لبم را
بامیدی که با یاد لب تو_
بصبح آرم بشادی یک شبم را
ولی هر چند بوسیدم گلت را
دل تنگم چو غنچه هیچ نشکفت
در آنحالت که گرم بوسه بودم_
گل سرخ تو در گوشم چنین گفت
گل سرخم مخوان ای عاشق مست
که در پیش لب یار تو،خارم
به سرخی گر چه دارم رنگ آن لب
ولی شیرینی و گرمی ندارم!
فرستادی مراپروانه کردی
مراکاشانه چون غمخانه ای بود
تواین ,,غمخانه,, را,,گلخانه,, کردی
ز دست قاصدت گل را گرفتم
بهر گلبرگ آن صد بوسه دادم
پس ازآن، بادلی آ کنده از شوق_
بآرامی بگلدانی نهادم.
شبانگه گرد گل پروانه گشتم
بیاد تو به گل بس راز گفتم
حکایت ها که با تو گفته بودم_
بجای تو به گلها باز گفتم
میان دسته ی گل،,,زنبقت,,را
ز اشک چشم گریان آب دادم
,,بنفشه,,را بیاد گیسوانت
بانگشتم گرفتم تاب دادم
,,گل ناز,,تو را بوسیدم از شوق
ولی آن گل کجا ناز ترا داشت؟
نشانی داشت از بوی تو،اما_
کجا چشم فسونساز ترا داشت؟
بروی برگ زیبای,,گل سرخ,,
نهادم با دلی غمگین لبم را
بامیدی که با یاد لب تو_
بصبح آرم بشادی یک شبم را
ولی هر چند بوسیدم گلت را
دل تنگم چو غنچه هیچ نشکفت
در آنحالت که گرم بوسه بودم_
گل سرخ تو در گوشم چنین گفت
گل سرخم مخوان ای عاشق مست
که در پیش لب یار تو،خارم
به سرخی گر چه دارم رنگ آن لب
ولی شیرینی و گرمی ندارم!
- ۲.۱k
- ۰۶ مرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط