#آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع

#آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع
جز فنای خودم از دست تو تدبیر نبود

👤 حافظ
دیدگاه ها (۱)

#به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارمشمایل تو بدیدم، نه عقل...

#از شبنم عشق،خاک آدم گل شدصد فتنه و شور در جهان حاصل شدصد نش...

#من بی تو زندگانی خود را نمی‌پسندمکاسایشی نباشد بی دوستان بق...

#از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدارکان تحمل که تو دیدی همه ...

هشیار سری بود ز سودای تو مستخوش آنکه ز روی تو دلش رفت ز دستب...

خرم آن روز که چون گل به چمن بازآیییا به بستان به در حجره من ...

گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ایور بی‌همه‌ای چو با منی با هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط