از زندگی ,,,

از زندگی ,,,
آموختم :
کم آوردن قسمتی از زندگیست ,,,
آموختم :
که گاهی وقتها هیچ واژه ای آرامت نمیکند ,,,
آموختم :
به بودنها دیر عادت کنم و به نبودنها زود.. آدمها نبودن را بهتر بلدند ,,,
آموختم :
گاهی از زیاد نزدیک شدن فراموش می شوی ,,,
آموختم :
گاهی برای بودن باید محو شد ,,,
من آموختم :
برای شناخت آدمها یکبار بر خلاف میلشان عمل کنم ...
دیدگاه ها (۱)

دﺭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﻡ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ؟ﻣﯽ ﮔـــــــــــﺮﺩﻡ،ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﻨﮓ ﺗﺮﺍﺷﯽ ﻣﺎ...

هیچوقت به خونه خالی بعد از اثاث کشی برگشته ای؟شبیه دل منه.....

" آدم‌ های امن" چه کسانی هستند؟آدم‌ های امن،همان‌هایی هستند ...

دلشکسته که باشیساده ترین حرف ها اشکت را در می آورنددلشکستگی ...

بزرگترین گناهِ ما در برابرِ کسانی که دوستشان داریم، “عادت کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط