عادت کرده ایم ، آنقدر که یادمان رفته است شب مثل سیاهی موه

عادت کرده ایم ، آنقدر که یادمان رفته است شب مثل سیاهی موهایمان ، ناگهان می پرد ... " و یک روز آنقدر صبح می شود که برای بیدار شدن دیر است ..
دیدگاه ها (۱)

یا به بیدار بودنش شک دارد ، یا می خواهد از خواب هایش نهایتِ ...

و حتی دست‌های باد را قلم خواهم کرد... که مبادا ، گمان به تار...

" بوی تو می آید ..." و من مدام فکر می کنم ، باید در آغوش کشی...

مرگ انسانمرگ انسان زمانی ست که نه شب بهانه ای برای خوابیدن د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط