پنج ساعت داشتم توی پاساژ میگشتم که این خاله و مادره عزیزه

پنج ساعت داشتم توی پاساژ میگشتم که این خاله و مادره عزیزه من به اون چیزه مدنظرشون برسن😐
دیدگاه ها (۹)

چقدر دوست داشتم جونگ آه و این پسر به هم برسن اون خرابش کرد😭

وای این حق ترین چیزه و اون آدم توی فامیل میدونید کیه ؟ منم خ...

داشتم داخل گوگل میگشتم که اینو دیدم.به این شیگلمی و نانازی.ح...

مامان آسویو میبینم

این اون جوونی نبود که بچگی ارزوشو داشتم.

خودم درست کردم بنظرم خیلی قشنگ شدن💖💖نمیدونم چرا ولی یهو فاز ...

یه ترس و تنفر خاصی توی این انیمیشن داشتم و دارم

تازه توی این ساعت زندگی کردن شروع میشه_ ...#موتور

یه دختره عکس نیمارو با مادرش (مادره دختره) گزاشته و گفته که ...

آقا منظورش چیه من خودم ماه پیش نت نامحدود داشتم از این ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط