احساس غرور می‌کردند که قرار است از محله‌شان محافظت کنند.

احساس غرور می‌کردند که قرار است از محله‌شان محافظت کنند. محله‌ی شلوغی نبود، و طبعا ساعت ۱۰ شب، تردد ماشین کم. برای همین قرار گذاشتند نوبتی به ماشین‌ها تصویر حضرت آقا را هدیه کنند.

۱۳ اسفند ۱۴۰۴_ قم
✍️ #فاطمه_سادات_هاشمی
#روایت


#وحدت #وحدت_ملی #اتحاد #اتحاد_مقدس #برای_ایران #برای_ایران
دیدگاه ها (۰)

🔴 بازخوانی روایت تحلیلیِ امام‌شهید، سیدعلی خامنه‌ای از حادثه...

قرار بود مردم حسینیه‌ی کنار گذر اتوبان امام علی ع را سیاه‌پو...

یادم هست اواخر دهه هفتاد، شوخی یا تمسخر نسبت به روحانیت رواج...

💛یاعلی مدد💚:🔴اتحاد ملّی؛ سهم مردم، سهم مسئولین! رهبر شهید:...

زمانی که سپاه کافران رسول خدا رو در محاصره قرار میدن تمام ...

یقین که آتش دوزخ حرام گردیدهبه جسم آنکه بود یار آشنای حسینقس...

اعترافات دو قلوهای شیطان به آزار و اذیت زن جوانخبرگزاری میزا...

من هم مثل شما هم سربلندم و شاکر ، هم غرور ایرانی‌ ام جریحه‌ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط