معجزه پارت چهاردهم

معجزه ( پارت چهاردهم )
* ویو ا/ت *
ا/ت : خیلی ازت ممنونم شوگا!
شوگا : ( لبخند ) قابلی نداشت!
از بقل شوگا بیرون اومدم و خودنو تمیز کردم و وایسادم....
بعد از خوردن صبحانه رفتن داخل اتاقم....
ا/ت : یعنی کی میرسیم؟ داداشی! دلتنگت هستم!
عکس برادرم رو برداشتم و بوس کردم و بغل کردم....یکم هم بغضم گرفت...! ولی عکسش بهم آرامش می‌داد! یه آرامش خاصی!
تو حال خودم بودم که یکی در زد....
رفتم در و باز کردم....یه نامه کنار در دیدم...برداشتم...یه روبان بهم پیچیده شده بود باز کردم و نامه رو خوندم....
نامه: سلام ا/ت ، شاید من رو بشناسی ولی خواستم بهت بگم که امیدوارم از هدیه من راضی باشی امضا : ناشناس
بعد از خوندن نامه کنار در و دیدم...گل موردعلاقم بود! ( گل موردعلاقتون چیه؟ همون🗿)
گل رو برداشتم و بوش کردم‌....خیلی خوشبو بود! یجورایی روزم رو ساخت! ولی کی این گل و این نامه رو فرستاده؟
گل رو بردم سمت اتاق و گذاشتمش تو آب....یکم نگاش کردم...خیلی خوشگل بود!
یکم فکر کردم....تو فکر فرو رفتم....و یاد شوگا افتادم....چقدر عجیب! من به شوگا فکر میکردم! ولی بهم آرامش می‌داد.....


بچه ها...الان کمپ هستیم تو جنگل بعد نت ضعیفه...این پارت هم بزور گذاشتم 🗿
دیدگاه ها (۸)

معجزه ( پارت پانزدهم ) * ویو ا/ت * تو فکر شوگا بودم که یهو ک...

معجزه ( پارت شانزدهم ) * ویو شوگا * وقتی دیدم ا/ت عصبیه گفتم...

معجزه ( پارت سیزدهم )* ویو ا/ت * صبح بود پاشدم و به خودم رسی...

معجزه ( پارت دوازدهم) * ویو ا/ت * اهنگ تو گوشم بود و منم دست...

تک پارتی شوگا( طولانیه)

Part 14ا،ت ویو رفتم در و وا کردم و دیدم داخلش کلی لباس هست ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط