عشق غریبه

*عشق غریبه*
p:۳
دیدیم که ا.ت داره با اعصبانیت با یکی دعوا میکنه رفتم دفترش که دیدیم اون جیمینه رفتم داخل گفتم چیشد کل شرکت تو سرتونه ا.ت با نگاه خشمگین بهم
ا.ت:این دوست چرا نمیفهمه؟
یونگی:مگه چیشده؟
ا‌.ت:میگه وکیلم شو
یونگی:خوب بشو
(ویو ا.ت)
میدونستم اونم فهمیده برای اینکه یونگی گفتم میخواد وکیلش بشم‌ ولی من داد زدنم عمدا کردم چون دیدم یونگی داره میاد ولی وقتی دیدیم یونگی و جیمین دارن میرن
ا.ت:در هم ببندین
درو بستن یاد اون موقعه ها اوفتادم
(فلش بک به ۱۰ سال پیش)
ا.ت:جیمین من دوست دارم میدونی که چرا میخوای با شلاق منو بزنی داری شوخی میکنی دیگه؟
جیمین:نه چرا باید بکنم؟
ا.ت:عشقم
جیمین:با یک پسره دیگه رابطه داشتی بهم نگفتی؟
ا.ت:گوه خوردم
جیمین:نداریم بشمار میزنم
ا.ت:باشه.......۱..۲.۳.۸.۹۰.۱۰۰۰.۵۰۰۰۰۰
بعد دوساعت خسته شد و رفت با چاقو که همیشه تو جیبمه دستمو باز کردم و مخیفانه فرار کردم
(پایان فلش بک)
دیدیم دارم گریه میکنم مهم نیست رفتم سر کار هام انجا دادم
دیدگاه ها (۸)

*عشق غریبه*p:۴ویو ۲ ساعت بعد:وایییی چقدر کار داشتم خب وسایلم...

*عشق غریبه*p:5ویو ا.ت:درسته میگن به هرکسی اعتماد نکن نمیدونم...

*عشق غریبه*p:2یونگی:باشه باشه بیا پیشم رفتم پیشش و دستم رو گ...

*عشق غریبه*p:1هاییییی ا.ت هستم وکیل یک شرکتم و ۲ ساله با یون...

صبح ویو جیمین از خواب بیدار شدم دیدم ا،ت تو بغلمه خیلی خوشحا...

عشق دو طرفه پارت ۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط