خدایا!!!

خدایا!!!
دستانم را زدم زیر چانه ام... مات و مبهوت نگاهت میکنم... طلبکار نیستم، نه! فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی با من؟؟!!!
دیدگاه ها (۷)

مربی موتور سوار

«آرامش» پارت: 3«داستان:دعوایی غیر منتظره»ته. خب پس بازی کنیم...

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

( بعد از مدت ها پارت گذاشتم)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 119・⁠]⁠ᕗتوماس اشاره ای زد و ...

وقتی میرین بیرون ولی ...سری به عنوان تاسف تکون دادم _خاک تو ...

رها🦋 واست غرورمو زیرپا گذاشتم ثابت کن اشتباه نکردم....من برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط