از حباب نفسم می فهمم

از حباب نفسم می فهمم
چیزی از من ته دریا مانده
مثل جا ماندن قلاب در آب؛
بدنم
در بدنت
جا مانده!


_____________________________
دیدگاه ها (۱)

دیگر چه بلایی ست... غم انگیزتر از این،من بار سفر بستمو یک شه...

مستم باخیالتببین اگر خودت بودیچه غوغایی می شد ...___________...

یک چشم پر از اشک وچشم دگرم خون است...وضعیتِ امروزمآینده ی مج...

ماندنبه پای کسی که دوستش داری،قشنگ ترین،اسارت زندگی است ... ...

...مانده ام با صبر دریا پایبند......ماهتابا بر سرشک من مخند....

​بعضی غروب‌ها فقط خورشید ته دریا غرق نمیشه؛ انگار تمام خاطرا...

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”وقتی یه سنگو تو دریا میندازیف...

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه”وقتی یه سنگو تو دریا میندازیف...

این یک لیسه دریایی نیست.با هیداتینا فیزیس، حلزون حبابی، آشنا...

beach 𝖕𝖆𝖗𝖙4ویو جنیصبح، نور طلایی خورشید از پنجره‌ی کلبه ریخت...

گر قلوه سنگ های ته جوی نبود ، ترنّم زیبای آب را چگونه می شنی...

مولانا:شمس،چرا هرچه بیش‌تر می‌فهمم،بیش‌تر احساس تنهایی می‌کن...

فریدالدین حداد عادل(برادر همسر رهبر): رهبر انقلاب در آب شنا ...

دویدن تا انتهای شب جایی که دریا همهچیز را میفهمد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط