هر شب قبل از خواب

هر شب قبل از خواب

بی آنکه با خبر باشی

جولان میدهی در خیالم

گاه با لبخندی گوشه‌ لب

گاه با اشکی سرازیر از گونه

به هر جان کندنی شده

خودت را نه

خیالت را حبس می‌ کنم در خوابم
دیدگاه ها (۴)

در هیچ پرده نیست، نباشد نوای توعالم پرست از تو و خالی است جا...

گفت تا ابد تنهایت نمیگذارمابدش چه زود عفو خورد . . .

جانم باش تا به لبم برسیمی خواهم همه ببینند با تو جان به لب ش...

من تو را دوست دارمنه از روی تنهایینه از روی نیازتنها به این ...

گاه گاهی خلوت خود را پریشان می‌کنممی‌نشینم گوشه ای و چشم گری...

چه کنم چه کنم چه کنم من بی تو در این شب بارانیچه بگویم چه بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط