❤️دستت را به من بده❤️

❤️دستت را به من بده❤️

❤️حرفت را به من بگو❤️

❤️قلبت را به من بده❤️

❤️من ریشه های تو را دریا فته ام❤️

❤️با لبانت برای همه لبها سخن گفته ام❤️

❤️و دست هایت با دستان من آشناست❤️

❤️در خلوت روشن با تو گریسته ام❤️

❤️برای خاطر زندگان❤️

❤️و در گورستان تاریک❤️

❤️باتو خوانده ام زیباترین سرودها را❤️

❤️زیرا که مردگان این سال ها❤️

❤️عاشق ترین زندگان بوده اند❤️

❤️دستت را به من بده❤️

❤️دستهای تو با من آشناست❤️

❤️ای دیر یافته...❤️

❤️با تو سخن می گویم❤️

❤️بسان ابر که با طوفان❤️

❤️بسان علف که با صحرا❤️

❤️بسان باران که با دریا❤️

❤️بسان پرنده که با بهار❤️

❤️بسان درخت که با جنگل❤️

❤️سخن می گوید...❤️

❤️زیرا که من ریشه های تو را دریا فته ام❤️

❤️زیرا که صدای من با صدای تو آشناست❤️

❤️نامت را به من بگو❤️

❤️و من با تو سخن می گویم❤️

❤️صدا نیستم که بشنوی❤️

❤️یا چیزی چنان که بدانی❤️

❤️من درد مشترکم مرا فریاد کن❤️

❤️درخت با جنگل سخن می گوید❤️

❤️علف با صحرا❤️

❤️ستارگان با کهکشان ها❤️
دیدگاه ها (۳)

ای کـــــاش کوه بـــــہ کوه می رسیـــــد؟؟؟ ⇦ ولـــــی آدم ب...

با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگیر...

گر مرا حاکم کنند ..... بر شهر عشقروی هر دروازه ای ، لوح محبت...

اسم : عشقی در تاریکی جنگل پارت ۷ (از زبان راوی ) بعد از چند ...

سناریو اسلیترین

پرسه در جنگلدرِ کتابخانه آرام باز شد.کوک وارد شد.کت مشکی‌اش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط