حسودی ام می شود

حسودی ام می شود
به پیراهنت
چه محکم تـــو را در بر گرفته
و چه گرم می شود
از حرارت تن مهربانت،

حسودی ام می شود
به دیوارهای اتاقت
چه بی پروا به تـــو خیره می شوند
چه آزادانه به تـــو می نگرند،

حسودی ام می شود
به انگشتر دستت
چه جایگاه همیشگی ای دارد
و چه مطمئن
سر جای خود آرمیده است،

حسودی ام می شود
به هوایی که تنفس میکنی
چقدر به تـــو نزدیک می شود
تا آنجا که به درون تو می رود،

حسودی ام می شود
به سایه ات
بدون اینکه دیده شود
بدون اینکه پرسیده شود
با تـــوست
همیشه،

حسودی ام می شود
حتی به قلبت
که صدایت را همیشه می شنود
دیدگاه ها (۲۴)

💞 یک ساعت 🕐 با تو را... 🖐💕 به میلیون ها ساعت 📉📈 بی تو ❌🚫 ترج...

شخصیتهای توکیوریونجر به عنوان دوست پسر

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۸✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

پارت پانزدهم بعد از ظهر، وقتی بالاخره فشردگی کارهای روزانه ک...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز ا/ت و مایکیشب کریسمس در توکیو ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۸: «راز ...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

صدای شلیک

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط