این شبها...

این شبها...
در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...
و
تازیانه های "غم" به دلم ریش می زنند...
جلاد بی رحم "حسرت"
طناب "بغض" به گردنم می آویزد...
و توده های
ابرهای سیاه بارانی
"چشمانم" را احاطه کرده اند...
این یاغیان بی انصاف
مرا به هلاکت می رسانند...
پس تو
کجا مانده ای ...!!!
دیدگاه ها (۲)

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش چهارم_جولیت_بعد از ظهر_من یک ماهی ام.ماهی ...

°این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ه...

این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ها...

این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ها...

این روزهادر اسارت دستان سکوت به سر می برم و تازیانه های غم ب...

این روزهادر اسارت دستان سکوت به سر می برم و تازیانه های غم ب...

این شبها...در اسارت دستان "سکوت" به سر می برم...و تازیانه ها...

این روزهادر اسارت دستان سکوت به سر می برم و تازیانه های غم ب...

بر شانه های رنجور منببار بارانامشب برای گریهحال دلم اصلا خوب...

جلاد شعری از علی حسنیانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط