پارت اول:عشق حقیقی
پارت اول:عشق حقیقی
فلش بک اون زمان
دامیان ۸ سالش بود
موقعیت:عمارت دزموند ها
داناوان:دامیان باید یک موضعی رو بهت بگم
دامیان:ب.بله پدر
داناوان:دامیان زمانی که بزرگ شدی و ۱۸ سالت شد باید با اون دختر تو کلاستون انیا فورجر ازدواج کنی
دامیان تو ذهن:عه جدی چه خوب..چی نه خوب نیس البته هس چون مطمعنم اون برای منی ولی نه نمیخوامم یعنی میخواممم من باید چیکار کننننممممم(برادر قاطی کرده است)
دامیان:چ.چرا
داناوان:این یک راز بین منو و اقای فورجر هست دامیان فضولی نکن
دامیان:ب.اش
فلش بک اون زمان
دامیان ۸ سالش بود
موقعیت:عمارت دزموند ها
داناوان:دامیان باید یک موضعی رو بهت بگم
دامیان:ب.بله پدر
داناوان:دامیان زمانی که بزرگ شدی و ۱۸ سالت شد باید با اون دختر تو کلاستون انیا فورجر ازدواج کنی
دامیان تو ذهن:عه جدی چه خوب..چی نه خوب نیس البته هس چون مطمعنم اون برای منی ولی نه نمیخوامم یعنی میخواممم من باید چیکار کننننممممم(برادر قاطی کرده است)
دامیان:چ.چرا
داناوان:این یک راز بین منو و اقای فورجر هست دامیان فضولی نکن
دامیان:ب.اش
- ۳۱۲
- ۰۵ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط