میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت ؟ گفت جایی که د

میدونی وقتی خدا داشت بدرقمون میکرد چی گفت ؟ گفت جایی که داری میری غرورت رو می شکنن، و به احساس پاکت سیلی میزنن، نکنه ناراحت بشی. من تو کوله پشتیت عشق گذاشتم، تا ببخشی. خنده گذاشتم، تا بخندی. اشک گذاشتم، تا گریه کنی. و مرگ گذاشتم ، تا بدونی دنیا ارزش بدی کردن رو نداره.
دیدگاه ها (۳)

خوب نگاه کن ببین توی این تصویر چی میبینی؟؟؟؟؟

این چی میشه؟؟

به نظر من که نههههه اصلا

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓𝟑میا و جیمین رفتن توی اتاق و کار رو شروع ک...

محو زیبایی او پارت ۲۴ویو رزا برگشتم خونه و با سیلی به من خوش...

★彡   Part 33 彡★ به سمت بشکه ی نفت رفت.وای خدا.امکان نداره.نه...

چندپارتی:وقتی دوستت داره و...pt²(end) به خودم اومدم و دیدم و...

I'm not jealous part 41جیمین رفت و منو با کراش العامین تنها...

تک پارتی ویو ا.ت امروز جیهوپ موقع بیدار کردنم یه سطل آب ریخت...

رمان :(تا وقتی که عاشقت شدم)

اون همونطور که با ولع لبت رو می خورد تو رو به دیوار چسبوند و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط