ادامهٔ سناریو (حکایت ادامهٔ ادامهٕ تکپارتیه 🤣)
ادامهٔ سناریو (حکایت ادامهٔ ادامهٕ تکپارتیه 🤣)
ات ناز کیوت: میشه ارایشت کنم ؟
جی هوپ مهربون و با لبخند: اره دورت بگردم بیا
ات اکلیلی شد ذوق کرد: هوسوک با قلب من بازی نکن ( ای خوب خوب ای خوب من ای ساحل بی غروب من با قلب من بازی نکن حالا یه ذره قر💃 بدیم دخترای جی هوپ کجان قر بدید دیگه پاشو افرین اینه💅🎵🎶 ) (مثل اینکه خیلی وقته گیر دادم به دخترای هوپی🤣)
جی هوپ نرم مهربون و با لبخند ناز: مگه چی کار کردم عشقم ؟
ات از خوشحالی زیاد بغض کرد : تو خیلی مهربونی....عررر
رفت اروم روی پای هوسوک نشست خودشو توی اغوش گرمش جا کرد
جی هوپ همینطور که اروم ات رو نوازش می کرد تو گوشش زمزمه کرد: مگه نمی خواستی ارایشم کنی ؟
ات همینطور که از نوازش هوپی غرق در لذت بود گفت: دیگه نمی خوام فقط می خوام بغلت کنم (خدا بده شانس خدا به ما فقط شاش داده اونم یه عالمه چاه دسشویی پره
به ولله😂😂)
جی هوپ اروم: باشه عشقم هر چی تو بخوای و لبخند زد
🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱
ات با لحن که یه خواهش یا درخواست نبود یه اعطلاع رسانی: می خوام ارایشت کنم
یونگی بدون ذره ای اهمیت: می خوام بخوابم
ات لب لوچه اش اویزون شد غر زد: تازه بیدار شدی که
یونگی با لحن خنسرد: دوباره می خوام برم بخوابم بیدار شدم ارایش کن
ات غر زد: ای خدا تو ساعت ۳ شب بیدار می شی اون موقع کی ارایش می کنه اخه؟ یه ساعت صبر کن زود تموم میشه بعد برو هر چقدر می خوای بخواب باشه پیشی قشنگم
یونگی فاقد اهمیت: خوابم واجب تره
ات مثل مامانایی که بچشون قول پارک می دم: اگه بیدار بمونی بزاری ارایشت کنم بهت نارنگی می دم ها
یونگی ذوق کرد: جدی واقعاً می دی؟ تو خودت گفتی دیگه بهم نمی دی
ات کاملا راضی بود از خودش : الان می خوام بدم بدو بیا ارایشت کنم ...افرین پیشی
یونگی با ذوق: قبوله اومدم....
ات ناز کیوت: میشه ارایشت کنم ؟
جی هوپ مهربون و با لبخند: اره دورت بگردم بیا
ات اکلیلی شد ذوق کرد: هوسوک با قلب من بازی نکن ( ای خوب خوب ای خوب من ای ساحل بی غروب من با قلب من بازی نکن حالا یه ذره قر💃 بدیم دخترای جی هوپ کجان قر بدید دیگه پاشو افرین اینه💅🎵🎶 ) (مثل اینکه خیلی وقته گیر دادم به دخترای هوپی🤣)
جی هوپ نرم مهربون و با لبخند ناز: مگه چی کار کردم عشقم ؟
ات از خوشحالی زیاد بغض کرد : تو خیلی مهربونی....عررر
رفت اروم روی پای هوسوک نشست خودشو توی اغوش گرمش جا کرد
جی هوپ همینطور که اروم ات رو نوازش می کرد تو گوشش زمزمه کرد: مگه نمی خواستی ارایشم کنی ؟
ات همینطور که از نوازش هوپی غرق در لذت بود گفت: دیگه نمی خوام فقط می خوام بغلت کنم (خدا بده شانس خدا به ما فقط شاش داده اونم یه عالمه چاه دسشویی پره
به ولله😂😂)
جی هوپ اروم: باشه عشقم هر چی تو بخوای و لبخند زد
🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱🐱
ات با لحن که یه خواهش یا درخواست نبود یه اعطلاع رسانی: می خوام ارایشت کنم
یونگی بدون ذره ای اهمیت: می خوام بخوابم
ات لب لوچه اش اویزون شد غر زد: تازه بیدار شدی که
یونگی با لحن خنسرد: دوباره می خوام برم بخوابم بیدار شدم ارایش کن
ات غر زد: ای خدا تو ساعت ۳ شب بیدار می شی اون موقع کی ارایش می کنه اخه؟ یه ساعت صبر کن زود تموم میشه بعد برو هر چقدر می خوای بخواب باشه پیشی قشنگم
یونگی فاقد اهمیت: خوابم واجب تره
ات مثل مامانایی که بچشون قول پارک می دم: اگه بیدار بمونی بزاری ارایشت کنم بهت نارنگی می دم ها
یونگی ذوق کرد: جدی واقعاً می دی؟ تو خودت گفتی دیگه بهم نمی دی
ات کاملا راضی بود از خودش : الان می خوام بدم بدو بیا ارایشت کنم ...افرین پیشی
یونگی با ذوق: قبوله اومدم....
- ۴۹۷
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط