در این خانه

در این خانه
کمی از تو برایم جا مانده است.
کمدی که لباس‌هایت را به امانت دارد.
آینه‌ی روی طاقچه،
و رد پایی که روی قالی‌ها نشسته است.
نکند باران بگیرد.
سیل شود.
خاطرت را آب ببرد،
تنها شوم...
دیدگاه ها (۷)

دستم را که میگیری …نبض دلتنگی به شماره می افتد! نگاهم که می ...

با چند لباس رنگی و محیط مناسب و یکم خلاقیت میشه همچین عکسایی...

چشمهايت را می‌بوسم؛مى‌‌دانم هيچ كسهيچ‌گاه در هيچ لحظه‌اى از ...

فراموش ڪردن ڪسے کہ دوستش دارۍ،مثل بخاطـر آوردن ڪسے استڪه هرگ...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

سلامتی اونکه رفت..🍻بزنیم اسمشو داد..💔ولی لبخندات از تمام دار...

ڪسی هست . . . ؟!ڪسی ڪه بلدت باشد . . . ؟!چاڪ‌راه‌‌های خنده‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط