به نام او
*** به نامِ او ***
به نامِ او که کِلکَم را ثمر داد .
به مرغِ طبعِ شعرم , بال و پر داد.
به نامِ او که در این عهدِ ناساز .
پرستویِ دلم را , داده پرواز .
به نامِ او که چون کردی اراده .
کند شاهان را از مَسنَد پیاده .
به نامِ او که گُل را رنگ و بو داد .
هَزاران را امید و آرزو داد .
به نامِ او که یوسف را زِ چاهی .
برون آورده بهرِ پادشاهی .
به نامِ او که در اعماقِ دریا .
نشانده لؤ لؤ و مرجانِ حمرا .
به نامِ او که غیرت آفرین است .
گواهم دلبرِ اُمّ البنین است .
به نامِ او که در کوه و بیابان .
رضایش گشته ضامن بر غزالان .
به نامِ او , که اَبرِ آسمانش .
بُوَد سقّایِِ دوست و دشمنانش .
به نام او که خورشیدِ درخشان .
بُوَد یک ذرّه ای از پرتوِ آن .
به نامِ او که حنّان است و منّان .
عظیم از او طلب کن عفو و غفران .
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر = عبدالعظیم عربی از ماهشهر و
سربندر
به نامِ او که کِلکَم را ثمر داد .
به مرغِ طبعِ شعرم , بال و پر داد.
به نامِ او که در این عهدِ ناساز .
پرستویِ دلم را , داده پرواز .
به نامِ او که چون کردی اراده .
کند شاهان را از مَسنَد پیاده .
به نامِ او که گُل را رنگ و بو داد .
هَزاران را امید و آرزو داد .
به نامِ او که یوسف را زِ چاهی .
برون آورده بهرِ پادشاهی .
به نامِ او که در اعماقِ دریا .
نشانده لؤ لؤ و مرجانِ حمرا .
به نامِ او که غیرت آفرین است .
گواهم دلبرِ اُمّ البنین است .
به نامِ او که در کوه و بیابان .
رضایش گشته ضامن بر غزالان .
به نامِ او , که اَبرِ آسمانش .
بُوَد سقّایِِ دوست و دشمنانش .
به نام او که خورشیدِ درخشان .
بُوَد یک ذرّه ای از پرتوِ آن .
به نامِ او که حنّان است و منّان .
عظیم از او طلب کن عفو و غفران .
+++++++++++++++++++++++++++++
شاعر = عبدالعظیم عربی از ماهشهر و
سربندر
- ۸.۵k
- ۱۳ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط