رمان شازده کوچولو
رمان شازده کوچولو
پارت ۳۷
خاتون: ارباب خانم رفتن خونه پدرشون
ارسلان: برای چی
خاتون: ارباب عسل خانم باز اومده بود اینجا این سری خانم زدن خواست به نفس آسیبی برسونه اما دیانا خانم نذاشت اما خودشون آسیب دیدن
ارسلان: عوضی بازم اومده بود اینجا دیانا چیشده درست حرف بزن
خاتون: من نمیتونم ارباب برید از ندیمه های دیگه بپرسید
ارسلان: به سمت زیبا رفتم که نزدیک تر بود جریان اومدن عسل چیه چرا دیانا آسیب دیده
زیبا:ارباب عسل خانم خواستن به دخترتون آسیب برسونن اما چاقو خورد تو کتف دیانا خانم
ارسلان: خواسته به بچم چاقو بزنه پس شما ها اینجا چه غلطی میکردی هاننن؟
زیبا: اصلا اجازه به کسی نمیداد خانمم کتک زدم بعد عسل اونو اجبار کرد و گفت هم خودت هم بچه خواهرت و وردار برو گمشو یه بار دیگه تو این خونه ببینمت خونت حلاله
ارسلان: عوضی اشغال الان کجاست
زیبا: تو اتاقش
پارت ۳۷
خاتون: ارباب خانم رفتن خونه پدرشون
ارسلان: برای چی
خاتون: ارباب عسل خانم باز اومده بود اینجا این سری خانم زدن خواست به نفس آسیبی برسونه اما دیانا خانم نذاشت اما خودشون آسیب دیدن
ارسلان: عوضی بازم اومده بود اینجا دیانا چیشده درست حرف بزن
خاتون: من نمیتونم ارباب برید از ندیمه های دیگه بپرسید
ارسلان: به سمت زیبا رفتم که نزدیک تر بود جریان اومدن عسل چیه چرا دیانا آسیب دیده
زیبا:ارباب عسل خانم خواستن به دخترتون آسیب برسونن اما چاقو خورد تو کتف دیانا خانم
ارسلان: خواسته به بچم چاقو بزنه پس شما ها اینجا چه غلطی میکردی هاننن؟
زیبا: اصلا اجازه به کسی نمیداد خانمم کتک زدم بعد عسل اونو اجبار کرد و گفت هم خودت هم بچه خواهرت و وردار برو گمشو یه بار دیگه تو این خونه ببینمت خونت حلاله
ارسلان: عوضی اشغال الان کجاست
زیبا: تو اتاقش
- ۴.۰k
- ۰۵ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط