ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم

ما به مسمومیّت افکار، عادت کرده ایم

ما به حرف زشت در گفتار، عادت کرده ایم

این مکان مردها و آن مکان بانوان

ما به حایل بودن دیوار، عادت کرده ایم

می گذاریم آخر هر جمله « بی معنی »، چرا؟

چون به صحبت های معنادار، عادت کرده ایم

خط قرمز روی شعر و روی شاعر می کشیم

ما به بی انصافیِ خودکار، عادت کرده ایم

هر بلایی بر سر ما آمده دیروزی است!

ما به مجرم کردن « قاجار »، عادت کرده ایم « شینِ » خود را می کشد تا این که گردد با کلاس

ما به این لحن و به این اطوار، عادت کرده ایم

چندسالی می شود در پرده های سینما

ما به عکس رنگی « گلزار »، عادت کرده ایم

بی سوادی، فقر فرهنگی، همه شد ریشه کن!

ما به نشر کاذب آمار، عادت کرده ایم

ما به صحبت کردن « دارا » توجه می کنیم

چون به آه و ناله ی « نادار »، عادت کرده ایم

در خبرها آمده من شاعر برتر شدم!

ما به خالی بندیِ اخبار، عادت کرده ایم!
دیدگاه ها (۶)

عاشقانه های شبنم

رفتی و کوهی از غم بر روی شانه‌های ما گذاشتی ❤️‍🩹🖤.چهل روز اس...

ادامه ترجمه🎂🐨🐨 تمام تلاشمو می‌کنم تا هر روز رو به بهترین شک...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

پارت دوم | شروع یک همکاریشرکت کیم فقط به یک نفر تعلق نداشت.خ...

پارت ۱ ویو ا.تساعت از دوازده شب گذشته بود سکوت خسته کننده ای...

این نه ترانه، که صدایِ خُرد شدنِ استخوانِ مافیاست.در دورانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط