کشتید ما را دم نیاوردیم

کشتید ما را دم نیاوردیم
مردیم اما کم نیاوردیم
در زیر سنگ و تیغ و خاکستر
حتی به ابرو خم نیاوردیم
در چشممان کارونی از خون بود
اما به روی هم نیاوردیم
سبز و سفید و سرخ می دانند
کم حجت از پرچم نیاوردیم
خواهی نخواهی جرممان زیباست
عیسی ی بی مریم نیاوردیم
هابیل یا قابیل یکسانید
ما اسمی از آدم نیاوردیم.....
دیدگاه ها (۲)

مریم رضایی شاعر اسلام‌آبادی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط