دل که برای تو تنگ شود

دل که برای تو تنگ شود

نه می شود دست نوازش کشید روی سرش که فقط دست باید دستان عاشق لطیف تو باشد...

نه می توان آرامَش کرد که اتفاقا باید دادش به دستان طوفانی خودت...

نه می شود یک جوری باهاش کنار آمد که کنار آمدنی نیستند دل هایی که خودت نازشان را خریده ای و کشیده ای و بس...

نه می شود سرش داد کشید که آنقدر لطیف و جانسوز و جانساز هست این دلتنگی که حتی به روانی اشک هایش هم می شود رحم کرد...

نه اصلا مگر تمام می شود این دلتنگی برای تو که بخواهد باز شروع شود...؟!
دیدگاه ها (۹)

واقعا محشره با دقت ببینید 😆😋

بہ تـو ڪہ فڪر می‌ڪنم حالم خودبخود ڪوڪِ ڪوڪ می‌شود مثل زنڪَ س...

وقتی خدا می‌خواست تو را بسازد،چه حال خوشی داشت،چه حوصله‌ای!ا...

برف هفت سالگی ام را به خاطر صدای مادرم دوست داشتم که میگفت پ...

بسم الله الرحمن الرحیم دل شاد باشید. نشاط را زنده کنید، که ا...

دست مشت کرده خدا..

سلام دوستان 🌈امروز می خوام یه پارت ۱ داستان کوچولو ای که از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط