✍خدایـــ♥ــا مَرا لحظہ اے بہ غیر خودٺ وامَگُذار↻

✍خدایـــ♥ــا مَرا لحظہ اے بہ غیر خودٺ وامَگُذار↻

برادراڹ یوسف وقتے مے‌خواستند...

یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لبخندے زد !!!

یهودا پرسید: ݘرا خندیدے!؟ این جا که جاے خنده نیسٺ!

یوسف گفٺ : روزے در ایڹ فکر بودݥ ڪہ چگونہ کسے
مے‌تواند به من اظهار دشمنے ڪند...

با وجود ایڹ ڪہ برادراڹ نیرومندے ݘوڹ شما دارم!!!

اینڪ خداوند همیڹ برادراڹ را بر مڹ مسلط ڪرد تابدانم ڪہ...

غیر از خـــُــدا تڪیہ گاهے نیسٺ!!!

✍ و ایڹ چاه نشینے امروز مڹ..

تاواڹ تڪیہ دادڹ...↯↯↯

∝بہ خلق خداسٺ !!!↻
دیدگاه ها (۱)

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

برادران یوسف وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنندیوسف لبخن...

وقتی می‌خواستند یوسف را به چاه بیفکنند یوسف لـبـخـنـدی زد!یه...

برادران يوسف وقتی می‌خواستنديوسف را به چاه بيفکنند يوسف لبخن...

برادران يوسـف وقتـي مي‌خواسـتند يوسف را به چـاه بيفکنند، يوس...

برادران يوسـف وقتـي مي‌خواسـتند يوسف را به چـاه بيفکنند، يوس...

√برادران یوسـف وقتـی می‌خواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط