برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ای
برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ای
دلیــل مــاندگاری ، هــر غــزل و ترانه ای
بخوان به لحن عاشقی ، دلم گرفته از غمی
غمــم ز دل نمی رود ، مگر به عاشقانه ای
بیا به خانه ی دلم ، که غرق بی پناهی ام
دلم پر از امید کن ، به جلوه ی شبانه ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینه می وزد ، طنین عاشقانه ای
طلـوع کرده چشـم تو به ساحل نگاه من
و جلوه های مهر تو ، رسیده هر کرانه ای
شکفتـه شـد گل وفا ، به شوره زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوباره زد جوانه ای
شکوه رقـص واژه را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشسته ای ، عزیز جاودانه ای ...
دلیــل مــاندگاری ، هــر غــزل و ترانه ای
بخوان به لحن عاشقی ، دلم گرفته از غمی
غمــم ز دل نمی رود ، مگر به عاشقانه ای
بیا به خانه ی دلم ، که غرق بی پناهی ام
دلم پر از امید کن ، به جلوه ی شبانه ای
درون خلوت دلم ، ببین جوان و پر تپش
میان سینه می وزد ، طنین عاشقانه ای
طلـوع کرده چشـم تو به ساحل نگاه من
و جلوه های مهر تو ، رسیده هر کرانه ای
شکفتـه شـد گل وفا ، به شوره زار باورم
و بذر مهـر در دلــم ، دوباره زد جوانه ای
شکوه رقـص واژه را ، درون دفترم ببین
تو در غزل نشسته ای ، عزیز جاودانه ای ...
- ۲.۰k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط