باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه

باز باران با ترانه میخورد بر بام خانه..
خانه ات کو؟ خانه ام کو؟
ان دل دیوانه ات کو؟
فصل خوبی سادگی کو خسته از مکر زمانه...
یادت اید روز باران.....
غافل از حتی رفاقت
گردش یک روز دیرین
هماله ای از عشق و نفرت پس چه شد!
اشک های طبق عادت دیگر کجا رف؟.......
قطر های بی طراوت خاطرات خوب و شیرین...
روی دوش ادمیت....
باز باران میخورد بر بام خانه....
بی ترانه.....
بی هوای عاشقانه
بی تو ای عارفانه در صکوت ظالمانه
دیدگاه ها (۶)

❲عقل بیهوده سَرِ طرح معما داردبازیَ عشق مگر شاید و اما دارد؟...

"چنانت دوست می‌دارم که گر روزی فراق افتدتو صبر از من توانی ک...

این که بهار است یا پاییز چه فرقی می کند بی تو هر فصلی نامش م...

مرا رازیست اندر دل به خون دیده پروردهولیکن با که گویم راز چو...

باز باران با ترانه می‌خورد بر بام خانه خانه ام کو؟خانه ات کو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط