پسر : سلام عزیزم، چطوری؟

پسر : سلام عزیزم، چطوری؟

دختر : سلام گلم، خیلی بد (با صدای پر از بغض و ناراحت)

پسر : چرا؟ چی شده؟

دختر : باید جدا بشیم

پسر : چراااااا؟

دختر: یه خانواده ای من رو پسندیدن واسه پسرشون. خانواده منم راضین ( شروع کرد به گریه

کردن) الانم باید ازت تشکر کنم بخاطر همه چیز و باید برم خونه چون مادر پسره اومده میخواد من

رو ببینه...


پسر : اشکات رو پاک کن...تا بهتر جلو چشم بیای... چون مادرم نمیخواد عروسش رو غمگین

ببینه...
اگه عاشقی بزار تو پستات........
دیدگاه ها (۲)

تهی

کیا بازی میکنن؟؟#کلش اف کلنز#clash of clans

خخخخخ

سلام

پارت یک یک خانواده دوتا بچه داشتن یدونه پسر و یدونه دختر ولی...

سناریو توکیو ریونجرز( بونتن)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط