♡مافیا ددی من ♡

♡مافیا ددی من ♡
Part 14
(از زبان ا/ت)
داشتم کارای شرکت رو می کردم
که خسته شدم و خواستم برم بیرون هوا بخورم
وقتی رفتم دیدم که شوگا اون بیرون وایساده
گفتم
ا/ت: شوگا اینجا چیکار می کنی؟
شوگا:ا تویی امدم یک ذره هوا بخرم
ا/ت: ام خب میگم من می خوام یکم
قدم بزنم تو هم می ایی؟
شوگا: اره چرا که نه
داشتیم قدم می زدیم یک دفعه گفت
شوگا: ا/ت میشه ازت یه سوال بپرسم؟
ا/ت؛:اوهوم
شوگا : تو دوست پسر داری؟
که یکی گفت اره من
وقتی جلوم رو نگاه کردم دیدم جونگ کوک
جلوم وایساده
گفتم جونگ کوک تو اینجا چیکار می کنی
(از زبان جونگ کوک)
بدون اینکه به حرف ا/ته گوش بگم به اون پسره گفتم و شما ؟




حمایت........ 💜؟
دیدگاه ها (۰)

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

روز بعد ا/ت کج راه میرفت و نمیتونست راه برهجونگ کوک هم یه جا...

دختر تنها________________________________ ویو ا/ت: داشتم با ...

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۹یهو دیدم صدای پا یکی اومد م...

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

Forbidden love⑤دو ماه بعدرینا: ا/تا/ت: جانمرینا: امروز با اس...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط