Boss Mafias

Boss Mafias
Part:3


لارا کلی برنامه داشت که چجوری جئونو با خاک یکی کنه ، اما پدربزرگش نقششو بهم ریخت..

ــــــــــ ساعت ۲۲:۰۰ سر میز شام خونه کیم ـــــــــ

ـ لارا
ـ هوم ( سرد )
ـ ت..تو ب..باید ازدواج کنی نوه قشنگم
ـ هع ،بابا بزرگ می‌دونی از این شوخی های لعنتی متنفرم
ـ م..من شوخی..ن..نمیکنم عزیزم
ـ منظورت چیه ؟ ( عربده)
ـ با..پسر آقای جئون..
ـ هع، با پسر جئون ( خنده عصبی)
به هر حال من ازدواج نمیکنم برو یونا رو بده بره
ـ دخترم..یونا نه..تو
ـ میدونی کیم ، حیف که دوستت دارم وگرنه..هیچی ولش کن

از سر میز بلند شد و از خونه بیرون رفت...

ــــــــــــــ یک ماه بعد ، شب ازدواج لارا و جونگ کوک ـــــــــــــــ

توی این یک ماه با هم صحبت کردن که وقتی ازدواج کردن کاری به کار هم نداشته باشن ، خونه لارا زندگی کنن


ـ خب ، اتاق تو اونه اتاق منم اینه ، دفتر کار هامون هم کنار اتاق هامون ، هر چی هم خواستی به اینا بگو ، « لارا آجوما رو از خونه اصلی آورده خونه خودش » حق نداری بد با آجوما حرف بزنی ، هر غلطی دلت میخواد بکن به من چه

ادامه دارد...
از پارت بعد با بعدی یا بعدتر😂
قسمت های مورد علاقه خودم میادد
دیدگاه ها (۲)

Boss Mafias Part:2رفتم بیرون که..دیدم کل خانواده و یه آقا و ...

Boss Mafias Part:1از بنز مشکیش پیاده شد ، موهاش رو از روی صو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط