چشمت خوشست و بر اثرِ خواب خوشترست
چشمت خوشست و بر اثرِ خواب خوشترست
طعم دهانت از شِکرِ ناب خوشترست
زنهار از آن تبسمِ شیرین که میکنی
کز خندهٔ شکوفهٔ سیراب خوشترست
شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم
حاجت به شمع نیست! که مهــتاب خوشترست
دوش آرزوی خوابِ خوشـم بود یک زمان
امـشب نظر به روی تو از خواب خوشـترست
زان سویِ بحرِ آتش اگر خوانیام به لطف
رفتن به روی آتشم از آب! خوشترست
ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله زار
با من مگو که چشم در احباب خوشترست...
زهرم مده به دستِ رقیبانِ تندخوی
از دست خود بده که ز جلاب خوشترست
سعدی دگر به گوشه وحدت نمیرود
خلوت خوشست و صحبت اصحاب خوشترست
هر باب از این کتاب نگارین که برکنی
همچون بهشـت گویی از آن باب خوشترست
#سعدی
طعم دهانت از شِکرِ ناب خوشترست
زنهار از آن تبسمِ شیرین که میکنی
کز خندهٔ شکوفهٔ سیراب خوشترست
شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم
حاجت به شمع نیست! که مهــتاب خوشترست
دوش آرزوی خوابِ خوشـم بود یک زمان
امـشب نظر به روی تو از خواب خوشـترست
زان سویِ بحرِ آتش اگر خوانیام به لطف
رفتن به روی آتشم از آب! خوشترست
ز آب روان و سبزه و صحرا و لاله زار
با من مگو که چشم در احباب خوشترست...
زهرم مده به دستِ رقیبانِ تندخوی
از دست خود بده که ز جلاب خوشترست
سعدی دگر به گوشه وحدت نمیرود
خلوت خوشست و صحبت اصحاب خوشترست
هر باب از این کتاب نگارین که برکنی
همچون بهشـت گویی از آن باب خوشترست
#سعدی
- ۱.۵k
- ۲۸ آبان ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط