صدایم میزد: ‌”گلم”!

صدایم میزد: ‌”گلم”!

گلی بودم در باغچه ی دلش، اما...

او باغبان عاشقی نبود،

گاهی سر میزد و دل میبرد،

سالها بعددانستم که من تنها نبودم، او باغبان گل های زیادی بود!
دیدگاه ها (۱)

بی حس شده ام از درد،ازبغض،فقط گاهی خط اشکی، صورتم رامی سوزان...

کاش بزرگ شدنی درکارنبود..

گاهی خداحافظی، نه از بی‌ عشقیست و نه از خستگی...از ترسیست که...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت ششــم بیست و نه ژ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁴. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا چند دقیقه‌ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط