افسوس مرا که دست عجل می ترسم

افسوس مرا که دست عجل می ترسم
از پل صراط پر خطر می ترسم
آن
وقتی که طنم روا در این خاک شود
آیی ز دیدن روی تو از روز اول می ترسم
🕊️🍃
دیدگاه ها (۰)

محمود غزنوی هزاران غلام داشتعشق اش چنین بود که غلامه،غلامو ش...

سیل گل سرخ نزد علی جان دارمآن شاعر مدام به تو می نالدتوفان ز...

شبی که از صدایم خسته بودیپریشان کمی آشفته بودینگاهت را دلم ا...

غم ات در رگ رگ من جا گرفتهصدایم را غمه غوغا گرفتهنباشی همین ...

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بو...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

السلام علیک یابن امیرالمؤمنین علیه السلام

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط