دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره. 

دویدنِ بی‌پایانِ یکی نقطه بر قوسِ دایره. 
تا کی؟ 
باز باید بیدار شوم، بشنوم، ببینم، باور کنم. 
باز باید برای ادامه‌ی بی‌دلیلِ دانایی 
تمرینِ استعاره کنم. 
همه برای رسیدن به همین دایره 
از پیِ دایره می‌دوند. 

هی نقطه‌ی مجهول! 
مرارتِ مسخره! 
مضمونِ بی‌دلیل! 
تا کی؟ 

میز کارم غبار گرفته است 
رَخت‌های روی هم ریخته را نَشُسته‌ام 
رویاهای بی‌موردِ آب و ماه و ستاره به جایی نمی‌رسند، 
شب همان شب وُ 
روز همان روز وُ 
هنوز هم همان هنوز ...! 

من بدهکارِ هزار ساله‌ی بارانم، 
آیا کسی لیوانِ آبی دستِ من خواهد داد؟
دیدگاه ها (۱)

های، این هان جیسونگه، پسر تولدی امروز.خیلی خوشحالم که تونستم...

Enemys Embrsce [ part ۲۸ ]

پیام هانیییی

تکاپو پارت 101:باید بفهمم... 🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍صبح روز بعد...اولین پ...

پارت هشتم: طوفان در سکوتصدای باز شدن درِ اصلی عمارت کیم، سکو...

پارت ۶

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

عاشقانه های شبنم

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت پنجمویو کوک :صبح، هنوز هوا کاملاً ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط