ای غنچه ی نو رسته ی من، باغ بهارم

ای غنچه ی نو رسته ی من، باغ بهارم
بعد از تو دگر عشق به کس می نگذارم

اندوه نشاندی به دلِ عاشقِ بیمار
جز گریه و اندوه دگر هیچ ندارم

هر سال کنار تو به آنی سپری شد
رفتی و دگر ثانیه ها را نشمارم

صیادم و از بخت تو تیرم به خطا رفت
برگرد غزالم که تو را تا "بِشِکارم"
دیدگاه ها (۵)

در خاطره ام خاطره ای بود ولی نیستدر باغ دلم بنفشه ای بو...

بیاد بابا محمد م

#شعر🍃ای یار ترین یار و نگارم ،  باز آ ..با گریه ی تلخ ، بی ق...

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی...تو را با لحجه ی گلهای ...

اینو گذاشتم به یاد قدیم که کوردان مانای عزیزم تو ویس بود جاش...

کبری اسدی نیازی

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی ترا با لهجه گلهای نیلوف...

تو را از بين گلهايي که در تنهايي ام روييدبا حسرت جدا کردم،و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط