درست سال قبل همین موقع بود ..جفتمون لحظه تحویل سال گریه م
درست سال قبل همین موقع بود ..جفتمون لحظه تحویل سال گریه میکردیم و به مادرت التماس میکردیم ک جدامون نکنه...یادته؟...پشت گوشی ازت خواهش کردم اروم باشی؟...اره لحظه تحویل سال گریه کردیم و میگن سالی ک نکوست از بهارش پیداست...از همون لحظه اول سالو با بغض شروع کردیم...روزها همینطور میرفت و شب به شب صدای گریه هام بلندتر میشد...تو رفته بودی ولی نه به اجبار مادرت...خودمونی بگم وقتی عکستو تو بغلش دیدم حسودیم شد:) ماه من بودی اخه:) هنوزم سره تو با دلم حرفم میشه...امشب به یاد سالگرد جداییمون اومدم تو همینجا که تو رو ازم گرفتن تا یادت بندازم من هنوز بیادتم:) من هنوز همونم..هنوزم اگه بعد یه سال برگردی بازم قدرتو میدونم ولی حیف....تو دیگه ی دختر نیستی....سخته واسم گفتن این حرف ولی"عیدت مبارک خانومه خونش" :)
- ۳.۲k
- ۰۱ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۰۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط