«چانمین» پارت۱
«چانمین» پارت۱
#چندپارتی_چانمین
#درخواستی
«میگم میشه یه رمان از چانمین بنویسی که چان بزرگترین مافیا دنیاست و توی قمار سونگمین رو بجای پول میبره؟؟؟ یعین بابای سونگمین به جای پول سونگمین رو میده به چان؟؟؟»
ویو چان
داشتم با یه پیرمرد قمار میکردم، ولی این بار، باید داراییه بیشتری بده. تا بفهمه داره با چه گرگی بازی میکنه
(چان+ پدرسونگمین - )
+خب، این بار ببازی چیتو میدی،اقای کیم (به صندلی تکیه داد و پاهاشو گذاشت روی همو با پوزخند به اقای کیم نگاه کرد)
-فکرشم نکن ببازم اقای بنگ
+تو از من ببری؟ عمرا😂
-پس اگه باختم پسرم ماله تو
+اوممممم قبول😏
(یک دور، دو دور، سه دور، و بالاخره چان برد)
-لعنت بهت کریستوفرررررر (عربده)
+خب من بردم،(رو به بادیگاردش کرد) برو سونگمین رو بیار
بادیگارد: چشم ارباب
(بعد چند مین بادیگارد اومد با سونگمین و سونگمین رو انداخت جلو پای چانی. سونگمین با زانو افتاد جلوی چان)
(سونگمین ♡)
♡چ چتونه چرا اینجوری میکنین (مظلوم حرف میزد)
+(خم شد و چونه سونگمین رو گرفت و سرشو بالا کرد) ببین توله، بزار یچیزیو برات مشخص کنم، تو الان ماله منی. پدرت تورو به من باخت. الان صاحبت منم فهمیدی؟!
♡م مگه من وسیلم؟ ها؟ بزارین برم
-با صاحبت درست حرف بزن حیوون
+(عصبی به پدرسونگمین نگاه کرد)قرار نیست من هرطور باهاش حرف میزنم تو هم بزنی، در جایگاهی نیستی که مثله من حرف بزنی حرو**مزاده
-حرف بزنم چیکار میخوای بکنی ها؟
(+به بادیگاردش علامت داد)
(بادیگارد پدرسونگمین رو گرفت و بردنش تا ادبش کنن)...
حمایت؟! 🥺🙃میخوام سه یا چهار پارتش کنم، میخواین یا نه؟!
#چندپارتی_چانمین
#درخواستی
«میگم میشه یه رمان از چانمین بنویسی که چان بزرگترین مافیا دنیاست و توی قمار سونگمین رو بجای پول میبره؟؟؟ یعین بابای سونگمین به جای پول سونگمین رو میده به چان؟؟؟»
ویو چان
داشتم با یه پیرمرد قمار میکردم، ولی این بار، باید داراییه بیشتری بده. تا بفهمه داره با چه گرگی بازی میکنه
(چان+ پدرسونگمین - )
+خب، این بار ببازی چیتو میدی،اقای کیم (به صندلی تکیه داد و پاهاشو گذاشت روی همو با پوزخند به اقای کیم نگاه کرد)
-فکرشم نکن ببازم اقای بنگ
+تو از من ببری؟ عمرا😂
-پس اگه باختم پسرم ماله تو
+اوممممم قبول😏
(یک دور، دو دور، سه دور، و بالاخره چان برد)
-لعنت بهت کریستوفرررررر (عربده)
+خب من بردم،(رو به بادیگاردش کرد) برو سونگمین رو بیار
بادیگارد: چشم ارباب
(بعد چند مین بادیگارد اومد با سونگمین و سونگمین رو انداخت جلو پای چانی. سونگمین با زانو افتاد جلوی چان)
(سونگمین ♡)
♡چ چتونه چرا اینجوری میکنین (مظلوم حرف میزد)
+(خم شد و چونه سونگمین رو گرفت و سرشو بالا کرد) ببین توله، بزار یچیزیو برات مشخص کنم، تو الان ماله منی. پدرت تورو به من باخت. الان صاحبت منم فهمیدی؟!
♡م مگه من وسیلم؟ ها؟ بزارین برم
-با صاحبت درست حرف بزن حیوون
+(عصبی به پدرسونگمین نگاه کرد)قرار نیست من هرطور باهاش حرف میزنم تو هم بزنی، در جایگاهی نیستی که مثله من حرف بزنی حرو**مزاده
-حرف بزنم چیکار میخوای بکنی ها؟
(+به بادیگاردش علامت داد)
(بادیگارد پدرسونگمین رو گرفت و بردنش تا ادبش کنن)...
حمایت؟! 🥺🙃میخوام سه یا چهار پارتش کنم، میخواین یا نه؟!
- ۲۷۳
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط